معلمان، جنبشی ژلاتینی و بی دست و پا (بخش 3)

مدعیان بسیارند که از سال 76 تا کنون میانگین دریافتی فرهنگیان 5 برابر افزایش یافته اما گویی قرار نیست کسی به گفته ی رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور، گوشش بدهکار باشد: "میزان قدرت خرید فرهنگیان کشور طی دو دهه ی گذشته، 50 درصد افت داشته است". افزایش ها هرگز نتوانسته قدرت خرید فرهنگیان و افزایش سالانه ی نرخ تورم را پوشش دهد و متاسفانه هیچ تلاش مشخص و موثری نیز نه در مجموعه ای این دولت و نه مجلس فعلی در بهبود بخشی به وضعیت معلمین و تعیین دریافت هایی متناسب با شان و جایگاه آنها به چشم نمی آید.

(لطفا بقیه را در ادامه مطلب دنبال فرمایین)

معلمان، جنبشی ژلاتینی و بی دست و پا (بخش 2)

هرم تنوره ی رقابتهای انتخاباتی، از هیزم خوش سوز جماعت معلم شعله می گیرد. هر انتخاباتی که فرا می رسد، انگار که در لانه اشان آب ریخته باشند، پیدای شان می شود و ستادها را از شور حضور خود پر می کنند و کاندیداها را در هر حال از ایستاده تا نشسته، پیاده و سواره و ... حال و بال می دهند.

(لطفا بقیه را در ادامه مطلب دنبال فرمایین)

معلمان، جنبشی ژلاتینی و بی دست و پا (بخش 1)

فریادهای پرخروش این جماعت شرافتمند و متعهد که بی شک سالم ترین و فرهیخته ترین تکه ی حرفه ای و جمعیتی جامعه را صورت می دهند، در صدای بلندگوهای هشدار و آژیر و گلوله و رختی از خون، مسیر دیگری پیمود. اعمال خشونتی باور نکردنی از سوی حکومت، به زندگی معلمین مظلوم و زحمت کشی چون دکتر خانعلی در همان صحن خیابان برای همیشه پایان بخشید و تعدادی را نیز روانه ی دواخانه ها نمود.

(لطفا بقیه را در ادامه مطلب دنبال فرمایین)

یاد همه ی آدماش (120)

انگار که بلندگو را گذاشته بودن دم در اتاق. خرس خواب هم که باشی رم می کردی. ما همسایه ی مسجد فاطمه زهرا س بودیم. تا اینجاش، کار حاجی حیدر بود. از حاج حیدر گذشته، محلی (محمدعلی خوران) هم سر جای خود کم مصیبتی نبود. مث آبگرمکن های قدیمی که هنوز تو خلسه ی  آب داغ نرفته، با یه موج آب سرد، دلت رو تو دهنت می آورد، سر می رسید و با لحن سرچوخه های میدون های مشق، خوابت رو پر می داد و خیر سرش هر 5 دقیقه یه بار با ماکزیمم صوت، آماده باش می داد. بیخود هول برت می داشت.

(لطفا بقیه را در ادامه مطلب دنبال فرمایین)