معلمان، جنبشی ژلاتینی و بی دست و پا (بخش 1)
فریادهای پرخروش این جماعت شرافتمند و متعهد که بی شک سالم ترین و فرهیخته ترین تکه ی حرفه ای و جمعیتی جامعه را صورت می دهند، در صدای بلندگوهای هشدار و آژیر و گلوله و رختی از خون، مسیر دیگری پیمود. اعمال خشونتی باور نکردنی از سوی حکومت، به زندگی معلمین مظلوم و زحمت کشی چون دکتر خانعلی در همان صحن خیابان برای همیشه پایان بخشید و تعدادی را نیز روانه ی دواخانه ها نمود.
(لطفا بقیه را در ادامه مطلب دنبال فرمایین)
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۴ ساعت 6:14 توسط صدرالله محتشم
|
به نام رب جلیل