روزهایی که از سرگذشتن (من محتشم، ۴۱ سال دارم)
تو نیمه های شب اوایل خرداد سال ۸۲، وقتی با شکستن شیشه های اتاق و لهیب شعله های آتش فروزانی که ماشین و خانه م را در کام خود می کشید، از خواب پریدم، دریافتم که حماقت تا چه میزان می تواند ویرانگر باشد. بچه ها را به یه مکافات از ساختمون بیرون کشیدم . آسمان محلی که برای بهبود وضعش از هیچ کوشش و تقلایی دریغ نمی کردم، حالا از دود این سیاهکاری پر شده بود.
(لطفا بقیه را در ادامه مطلب دنبال فرمایین)
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۴ ساعت 7:54 توسط صدرالله محتشم
|
به نام رب جلیل